تبليغاتX
نخودی
مورفی نامه
من پنجره ای باز شده رو به شمایم

دیوار نمی خواست خودم را بسرایم

ماندم که در ان اجر و این شیشه ٬ چه فرق است

وقتی که کسی هوش ندارد به صدایم

 

سلام

دقیقا٬ درست همون سالی که من باید بشینم برای کنکور لعنتی بخونم :

 باید علاوه بر مرض ۴۰ چراغ خونیم مرض همشهری جوان خونیم و نسیم خونیم  هم گل کنه !

 و باید تازه یادم بیفته که کلی کتاب تو قفسه ی اتاقم هست که باید بخونمشون !

و باید یادم بیفته که که خیلی از کتاب های شریعتی هست که هنوز نخوندم همین طور کتاب های دولت آبادی !

و دقیقا تازه همین امسال صدا و سیما باید یادش بیفته که هر چی برنامه و سریال باحال مثل مدار صفر درجه داره بپخشونه !

دقیقا همین امسال اقای برادر باید  آرشیو فیلم هاشو به من بده و از اونجایی که یه چیز محال هست که فیلم دستت باشه نبینی برای من معضل آفرین شده

دقیقا همین امسال باید فامیل تصمیم بگیرن بعد از سه سال دسته جمعی برن شمال !

دقیقا همین امسال پسر خاله جان باید عروسی بگیرند و حسرت رفتن به عروسیش که یکی از آرزو هام بوده رو به دلم بذاره !

دقیقا همین امسال اقای برادر باید تصمیم بگیرن که تعطیلات عید جشن عروسی بگیرن ...

و دقیقا اموزشگاه باید دو هفته تعطیلی رو جوری تنظیم می کرد که مصادف با شروع ماه رمضون (که البته قابل حل هست ) و سفر کاری بابا و سربازی رفتن اقای برادر بشه

و اخریش هم برای امروز هست٬ این که شب نشستم یک ساعت لغت خوندم و کل کرامر خوندمم یه ربع هم نشد ولی استاد گرامی بر خلاف گفتشون ۵ تست از لغت دادن و بقیه گرامر

 و دو دقیقا دیگه که بنا به دلایلی نمی نویسمشون 

 با وجود این اتفاقات اکه یه اپسیلون هم به قوانین مورفی اعتقاد نداشته باشی٬ معتقد میشی اره عزیزم ...!

مامان و خواهرم رفتن مشهد پیش فامیل ها عشق و حال و سایلی هم اومده قم مثلا برای این که من تنها نباشم فقط همین !

دلیل غیبت چند هفته ای وجودسایلی هست چون از اونجایی کامپیوتر تو اتاق اقای برادر هست و ایشون هم همش اونجا به نوعی تلپ یا مودبانش ساکن هستند  نمیشه اپید !

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 5:17 PM توسط نخودی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا