علف هرزه ی کین پوشانده است
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
و هیچ کس فکر نکرد
که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست....
از اونجایی که بیکار بودن و آپیدن رابطه مستقیمی با هم دارند٬ ما تصمیم به آپیدن نمودیم. ما یعنی٬ من و ققنوووووس جوووون...
اینارم ققنوس می تایپه! نه از اون جایی که نوشته: ققنوس جووون... از اون جایی که ویرایشش عالیه! و مثل من ـ یعنی نخودی ـ تو نوشته گند نمی زنه! ![]()
تابستون گرم و کلافه کننده در زندگی ما چمبره زده! ( بابا جمله ادبی!!!) 
هوا بس ناجوانمردانه گرم است...( بابا اخوان!!!) 
حال و هوای این روزام کنکوری شده... همش کلاس و جزوه ... تست...
اه این کنکور دست از سر ما برنمی داره اخه چه دلیلی داره من کنکور بدم ... چه دلیلی داره به خاطر کنکور لعنتی مسافرت نرم .... من مسافرت میخوام .....
***
مریم جون از من دعوت کرده که پنج نفر از افرادی که تو زندگیم ناثیر داشته رو بنویسم
۱. بابا جونم
٬ همیشه هر وقت مشکلی برام پیش میومد و میاد با صحبتهاش بهتر از هر چیزی آرومم میکنه
۲. مامان جونم
٬ بعضی وقتها این قدر باحال کارمو جفت و جور کرده که تا شش ماه بعدش هنوز تو کفش می موندم
۳. اقای برادر
٬ تو همه ی تصمیم هایی که میخواستم بگیرم با کارهایی که تو انجام دادنشون دو دل بودم هم یارم بوده
۴. ققنوس جونم
٬به جرات میتونم بگم که اصلا فکر نمی کردم که یه دوست تا این حد بتونه رو من تاثیر داشته باشه
۵. ...... ٬ همه تاثیر ها نباید که مثبت باشه این یه نفر تاثیر منفی داشته ولی بیم خوندن این وبلاگ توسط اون ٬ من و از ذکر نامش منع کرد
خب با تشکر از مریم جونم به خاطر دعوتش منم از مژده جون ٬ عمو جون ٬ نیلوفر جونم می دعوتم
پ.ن ۱: *** تا قبل از این علامت مربوط یه روز چهارشنبه هست که به همراه ققنوس نوشتم بعد از اون هم مربوط به امشب هست
پ.ن ۲:دو روزه که قم داره بارون می یاد ولی با این وجود هوا هنوز گرمه !!!
