تبليغاتX
نخودی
دو در کردم
هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد

اه باران ای امید جان بیداران!

بر پلیدی ها که ما عمری ست در گرداب ان غرقیم

ابا چیره خواهی شد ؟

امروز مدرسه رو دو در کردم ای ول صبح که از خواب بیدار شدم رفتم پیش بابام گفتم امروز درس های مهمی ندارم( فیزیک و شیمی اصلا مهم نیستند ) میخوام بمونم برای امتحان زمین شناسی فردا درس بخونم و در کمال تعجب بابام گفت باشه اشکال نداره منم شاد و مستون یا یه لیوان چای رفتم تو اتاقم اول نشستم یه ذره ۴۰ چراغ خوندم بعد هم همشهری جوان به پیشنهاد اقای برادر بعد از خوندن اینها وجدانم بهم گفت بچه پررو بلند شو برو درس بخون! منم گوش به فرمان وجدان شدم میخواستم که بلند شم درد شدیدی رو از ناحیه معده احساسیدم یه جوری بود که اصلا از جام نمیتونستم تکون بخورم اشکم در اومد اشکال کار این جا بود که من اصلا سابقه معده درد نداشتم  اونم این جوری بعد از اون هم دارو گیاهی بود که مامان جونم به زور میریخت تو حلقم طفلی من !! این هم از دو در کردن ما!

اینو همین الان یادم اومد چند وقت پیش سر یکی از کلاس ها بحث در مورد دوستی دختر و پسر بود مشاور ما گفت که : ببینید مثلا شما تو خونه نهار قرمه سبزی دارید اگه سر راه یه تی تاب بخورید دیگه با اون میل علاقه ی قبلی و همیشگیتون نمیتونید قرمه سبزی رو بخورید در کل قرمه سبزی همون شوهر و تی تاب دوست پسر!! از این جالب تر اظهارات بچه ها بوده یکیشون میگفت خی ما به جای اینکه ۲۰۰۰ پول قرمه سبزی بدیم میریم کلی تی تاب میخریم یا بعضی ها هم که شمکو بودن میگفتم خب  هم تی تاب میخوریم و هم  قرمه سبزی با همون اشتهای قبلی ! 

من چهارشنبه دارم میرم مشهد  اصلا یه حس عجیبی دارم الان هر کی ندونه فکر میکنه اولین باره دارم میرم مشهد یه ترس و اضطراب به همراه خوشحالی عجب حس کوفتییه!!!!! ولی  یه چیزی رو باید  اعتراف کنم که تا قبل از این که رفتنم اوکی بشه از حسودی داشتم میترکیدم کلی داد و بیداد الکی میکردم برام خیلی اذیت کننده بود که من سر کلاس شهرستانی بشینم و دوستام مشهد باشن ای نخودی حسود!

دوستان من رفتم تا یکشنبه بعد پس تا اون موقع

 

+ نوشته شده در یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 1:8 PM توسط نخودی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا