خداحافظ
من همین جوری الکی ، یه هویی تصمیم گرفتم وبلاگ یزنم و حالا هم همین جوری الکی ، یه هویی تصمیم گرفتم دیگه ننویسم .
اخه وبلاگی که دو ماه یه بار به روز بشه که فایده ای نداره . نه این که برای به روز کردن حوصله یا وقت نداشته باشم ، چیزی که زیاد دارم وقته !!!! ولی احساس میکنم حرفی برای گفتن نداشتم و ندارم . قبلا دلیل وبلاگ زدنم این بود که خاطراتم و یه جا ثبت کنم و با کلی آدم درد دل کنم از فکر و عقاید و دل مشغولی هام بنویسم ولی نشد ، نتونستم شاید جسارتشو نداشتم شاید ..... ( پاک شد ) . فکر میکنم وبلاگهایی مثل وبلاگ من ، یه روزی دیر یا زود به بن بست میرسن ، خسته میشن و در اخر هم تصمیمی مثل تصمیم من میگیرن
خب حالا تصمیم گرفتم دیگه ننویسم ، همین جوری ، هیچی نشده همه چیز که نه ولی خب بعضی چیزها سر جاشه .منظورم این که خیلی اوضاع خیط و نگران کننده نیست . شاید بعد ها دوباره اومدم و نوشتم . هر موقع که احساس کنم میتونم . بعد ها ممکن تابستون همین امسال باشه وشاید خیلی بعد تر ولی حتما در اینده خواهم نوشت ....
دلم برای نوشتن ، دوستام ، و این فضا تنگ میشه خیلی ، خیلی ، خیلی .....
من دیگه میرم و شما می مونید این غم سترگ !!! تحمل کنید میتونید
خداحافظ !



٬ همیشه هر وقت مشکلی برام پیش میومد و میاد با صحبتهاش بهتر از هر چیزی آرومم میکنه
اون هم تو این هوا ساعت پنج بعد از ظهر این هم یکی دیگه از عوارض تمومی امتحانات هست خلاصه شروع کردیم به پیاده روی (نیست که پیاده روی خیلی برای پام خوبه) سر راه ققنوس برای اسنوپی یه لباس خرید و فروشنده هم برای تخفیف واقعا شرمندمون کرد ا
خه من نمیدونم شماکه نمی خواهید تخفیف بدید چرا خودتون و کوچیک میکنید و وقتی خریدار ازتون تخفیف میخواد با کلی دو دلی دویست تومان تخفیف میدید و با این کارتون باعث میشید که خریدار دلش به حالتون بسوزه و دویست تومان هم روی پولش بذاره و بهتون بده اخه مگه مجبورید مگه زورتون کردن!!!!
بودم اه اه اه لعنتی ها تا اونجا که میتونستن سخت گرفته بودن. میشه یکی فلسفه سخت امتحان گرفتن و برای من توضیح بده !!!؟ نشد از یه امتحان برگردم یه نفر بگه امتحان و خوب دادم نه این که همه بد داده باشند ولی خب هر کدومش یه شاهکار ادبی و هنری داشتن !!!
با این وجود احساس میکردم هیچی بلد نیستم ولی خب امتحانش راحت بود اگه یه روز بیشتر وقت داشتم قطعا میتونستم ۲۰ بشم البته من تو این امتحان نشون دادم ادم از من بی دقت تر نیست چون یه سوال یک نمره ای رو به راحتی از دست دادم !!! و پایان امتحانات با جمله امیدوار کننده مدیر حوزه بود که گفت کسی که معدلش ۱۲ شده بود دو تا صفر تو کارنامه داشته می تونید امیدوار باشید
ولی خب که چی الان چه اتفاقی افتاد؟ چی شد؟ من که همون نخودی سابق هستم فقط الان دیپلم دارم
صبح که از خواب بیدار شدم رفتم پیش بابام گفتم امروز درس های مهمی ندارم( فیزیک و شیمی اصلا مهم نیستند ) میخوام بمونم برای امتحان زمین شناسی فردا درس بخونم و در کمال تعجب بابام گفت باشه اشکال نداره
اشکال کار این جا بود که من اصلا سابقه معده درد نداشتم اونم این جوری بعد از اون هم دارو گیاهی بود که مامان جونم به زور میریخت تو حلقم طفلی من !! این هم از دو در کردن ما!